loading...

زندگی کاغذی

سلام دختری هستم که تو دبیرستان رشتم انسانی بود ولی سال پیش دانشگاهی تغییر رشته دادم و با این که فوق العاده سخت بود و نشدنی به نظر میرسید، اومد م رشته ریاضی تا به آرزوهام برسم. الان دانشجوی مهندسی ام و اینجاهم جاییه برای نوشتن احوالات، روزمرگی ها و تراوشات ذهنیم. ممنون میشم ازتون اگر برام نظر بنویسید چون من نظراتتون رو خیلی دوست دارم. امیدوارم از اومدن به این وبلاگ احساس خوبی داشته باشید و حتی شده برای چند لحظه از دنیای پرهیاهوی اطرافتون فاصله بگیرید.

بازدید : 56
سه شنبه 29 ارديبهشت 1399 زمان : 11:23

بعضی وقتا بعضی چیزا چقدر یهویی و الکی حال آدمو خوب میکنه. مثل امروز صبح زود که من لبتابم رو روشن کردم تا برم پاورپونتایی که استادم برا آموزش مجازی داده رو ببینم، خیلی اتفاقی یکی از فایل‌های ویدیویی روی صفحه دسکتاب رو باز کردم و در کمال تعجب دیدم فیلم بمب، یک عاشقانه اس که اصلا نمیدونم از کجا اومده رو لبتاب من. و جالب تر اینه که مدتهاست رو صفحه دستکتاپم جا خوش کرده ولی هیچ وقت بازش نکرده بودم...

بااینکه فیلمش بی مزه بود ولی اون حال و هوای قدیمی‌دهه شصتی که تو فیلم حاکم بود و سختی‌های زمان جنگ و روزمره‌های مردم، حالم رو خوب کرد...

با اینکه اصلا برای هدف دیگه‌‌‌ای لب تاب رو باز کرده بودم ولی نشستم بیشتر فیلمشو دیدم....

پ.ن: این مطلب رو چند وقت پیش نوشتم ولی الان نشرش دادم

نوع مطلب : روز نوشت‌ها و دل نوشته‌ها،
برچسب‌ها :
لینک‌های مرتبط :

فکر میکنیم همیشه وقت هست...
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

آمار سایت
  • کل مطالب : 14
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 29
  • بازدید کننده امروز : 30
  • باردید دیروز : 8
  • بازدید کننده دیروز : 9
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 86
  • بازدید ماه : 537
  • بازدید سال : 2496
  • بازدید کلی : 3848
  • کدهای اختصاصی